جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

............ هفته ي بعد ميام خونه ............

اس ام اسي كه منو از جا پروند ! مياد خونه مياد خونه !‌ رفيق مياد خونه ! روز اول كه زنگ ميزنه ميگه خستمه ! من كلي فحشش ميدم !‌ اونم جوابمو ميده !‌ بعد حرفاي خاله زنكي ... بعدش كلي خنده ... فردا صبحش بريم دوچرخه سواري ... فرداش بريم مغازه ها رو بتركونيم ... كوه هم بريم ... شاهگلي ساعت 5 صبح ...آخ كادوي تولدشو نبستم !!! واي من چقدر درس دارم كه قبل از اومدن رفيق بايد بخونم !

 ............................................................................................................................

عجب شيريني خوروني شده ها !‌ طلسم كلاس شكسته ! اين ماه دو تا عروس و يه دوماد تحويل جامعه داديم !!!! همچين يهو اتفاق ميافته آدم نمي فهمه كي به كي شد ! بيخود و بي جهت !!! از اونجايي كه هميشه آخر از همه خبرا به من ميرسه جهت پروفيلاكسي هر روز قبل از سلام دادن يه نگاه به انگشت سحر مياندازم بعد ... !

نوشته شده در دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody