جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

پدر آمد...... پدر با قابلمه آمد.....پدر نمي دانم چرا عصباني آمد.....

پدر داد زد صداي آن ضبط رو خفه كن !!!...پس بگو چرا پدر عصباني آمد
حالا پدر رو بي خيال !!! امروز يه كار خنده دار كرديم با سحر !!! اول بذاريد

يه توضيح در مورد گروههامون بدم
از هر دانشگاه يه گروه برا هر بخش ميفرستن كه من و سحر و پرهام

و آيدين از دانشگاه آزاد برا بخش زنان معرفي شديم و از سراسري هم
آيدا و سيما و اورانوس و اميد و احد و پوتا و رضا و سپيد و الهام
يكشنبه امتحان زنان رو داديم و همه بدفرم تو هيجان بوديم كه ببينيم

نمره ي ما بيشتر مي شه يا اونا. البته بحث سراسري و آزاد اصلا

 نداشتيم
منتها بعد از اون دعواي احد و پوتا جو اينجور شده بود . تا اينكه ديروز

سپيد اينا از ما پرسيدن امتحان رو چه طور دادين ؟؟ من و سحر هم

كرممون
گرفت و گفتيم ما بد داديم ولي آيدين خيلي خوب داده !!! اونا هم

هاج و واج رفتن !! تا اينكه امروز صبح ديديم اميد اينا يقه ي آيدين

رو گرفتن و
ول نمي كنن !! من و سحر هم به روي خودمون نياورديم و رفتيم

 صبحونه...  بعدش آيدين اومد و گفت نمي دونم كي به اينا گفته

من خيلي خوب دادم
مجبور شديم اعتراف كنيم براي كم كردن روي اونا چاخان كرديم !!!!

حالا تصور كنيد چه حالي دارن اونا !!! خيلي سخته براشون كه ببينن يه اكسترن آزاد
ازشون جلو زده !!! البته هنوز نمره ها نيومده ولي خب همين چند

 روز هم بدفرم حالشون گرفته مي شه !!! و اين خيلي لذت بخشه !!!

 فقط دعا
كنيد واقعا نمره ي اول رو بگيره و گرنه خيلي سه ميشيم !!!!!

نابود ميشيم فنا ميشيم

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٥ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody