جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

یه دو ساعت از اورژانس جیم زدیم دیدیم همچین اندیکاسیون داره بریم ولیعصر یه بستنی بزنیم تو رگ ! از ماشین که پیاده شدیم به مرجان گفتم :‌ مرجان این مریض تو نبود ؟  مرجان یه نگاه به آقاهه کرد گفت نه بابا . اون اینجا چی کار میکنه ؟!!! بعد سحر گفت ولی خودشه ها ! حالا هی از من و سحر اصرار از مرجان انکار ! آخر سر وقتی آقاهه ۴ چشمی زل زده بود به ماها و چشاش ۸ تا شده بود مرجان قبول کرد که خودشه ! حالا اینکه چه جوری مریضی که یه ربع پیش با دل درد خفن اومده بود و یه لحظه تو جاش بند نمیشد بدو بدو با خانومش اومده بود ولیعصر بماند !!!!
نوشته شده در شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody