جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

این همراهان مریض همچین چپ چپ مرا نگریستن که من فکر نمودم شاخ میدارم !!!!

پرستار محترم همچین با ابهت به منی که زیر تابلوی پزشک اورژانس نشسته بودم و همچین شیرین شیرین !!!!!!!!!! داشتم لواشک می خوردم (البته لواشکش ترش بود !‌) جلو چشمان تشنه ی پزشک همراهمان مریض گفت :خانوم دکتر ؟؟؟‌(‌همچین که همه بشنون !!!‌) بخیه اینو میزنید ؟!!!!!  منم که تشنه ی بخیه ! لواشک در دهان !!! گفتم ها !!!! پریدم بالا سر مریض !!! از این سر پاشو دوختم تا اون سر !!!!! حساب بخیه اش از دستم خارج شد دیگه !!!!  شانس آوردم دست از پا خطا نکردم وگرنه با اون لواشکی که من داشتم میخوردم و با اون چشای قلمبه ی همراها......

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody