جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

امروز صبح وقتی وارد بیمارستان شدم دیدم به لطف استرسی که از اولین روز ورود به بیمارستان کشیدیم ( تو بخش غدد !!! ) متوجه جوونه زدن درختا نشدم ! الان اومدیم روماتو از اول بخش هم مریض رو تختم نخوابیده ! خیلی هم علافیم منتها اصلا حال نمیده ! انگار آدم هر چی استرسش بیشتر باشه روزاش راحت تر شب میشه ! فکر میکردم روزای بدی داشتم ولی حالا میبینم صد هزار تا دکتر بهرامی که بتونه همه ی انترن ها و رزیدنتها و استاجر ها رو با هم متحد کنه که به هم کمک کنن.... با هم شرح حال بگیرن.... به هم توضیح بدن..... سر راند به هم تقلب برسونن !!! ..... می ارزه به یه رزیدنت داخلی عقده ای که بیاد از رو نوتت کپی کنه و بعد پته ات رو جلوی استاد بریزه رو آب  !!!!!!!!!
نوشته شده در چهارشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody