جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

 صبح کلی شنگول منگول پاشدم رفتم سر میز صبحونه یادآوری کردم که تولدم مبارک ! از مامان پرسیدم من چه ساعتی به دنیا اومدم ؟؟؟

- والله دقیق یادم نیست . اینقدر با این بابات رفتیم برگشتیم که .... اهان یادمه صبح رفتیم بیمارستان گفتن زوده برگشتیم رفتیم فلان جا چلوکباب خوردیم بعد ساعت ۴ بود ! یادته ساعت ۴ بود ( بابا هم تایید میکنه !‌) رفتیم از فلان مغازه .... اون لوستره بود که نقش اسب داشت روش ....زده بودیم تو اون اتاق کوچیکه کرج . یادته ؟ ( بابا سر تکون میده ) بعدشم تا ۶ خیابونا رو گشتیم .....

- خب ؟

-اهان نرگس شب به دنیا اومد . هادی هم صبح زود بود !

- من چی ؟

- یادم نیست بابا !!!! چه سوالایی میپرسی ها !

من موندم آدم چه طور ساعت چلوکباب خوردن و لوستر خریدن یادش میمونه ولی ساعت به دنیا اومدن بچه اش رو نه !

نوشته شده در شنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody