جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

هنوز يه ماه نگذشته از اولين روزي كه صبح زود بيدار شدم و با خوشحالي گفتم از امروز من يك اكسترن هستم
خوشحال بودم چون از شر دانشكده خلاص مي شدم هرچند كه بيمارستان هم چندان دلچسب نيست ولي خب بعد 4 سال
بيمارستان تنوعه
تو راه صداي ضبط رو بلند كرده بودم يه آهنگ شاد تركي بود راه خيلي دورتر از مسير هميشگي دانشگاه بود ولي
برام خسته كننده نبود خدا رو شكر مي كردم بابت اينهمه نعمت و خوشبختي ... خدايا شكرت
........................
فردا اولين روز بخش دوممه و من باز همون حس رو دارم دلم مي خواد زود صبح بشه
قراره برم بيمارستان رازي بخش روان  قول مي دم تا جايي كه مي تونم براتون از ديوانه ها بگم
 

نوشته شده در یکشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٥ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody