جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

آی آدم ها ! بستان نیست ؟ بیایید کمی هم به بیجانها یا جاندارهای دیگر دل ببندیم . خیلی کار سخت یا دور از منطقی نیست . مثلا به اتاقتان , به کتابهایتان , به گرد و خاک روی میزتان ( نخندید ! دیده ام که میگویم ! من کسی را میشناسم که 10 سال است اتاقش را تمیز نکرده . میگوید به این خاک ده ساله دلبسته ام . ) و یا به یک گل ...

هان , گل  ! همین گل چیز خوبیست برای دل بستن . یک روزی از پشت یک ویترین میبینی اش و بهش دل میبندی . قیمت گزافی هم ندارد , برای بدست آوردنش هم سختی نکشیده ای . دستش را میگیری می آوری توی اتاقت . هر وقت بخواهی آبش میدهی , نخواهی نمی دهی. خواستی میگذاریش جلوی پنجره آفتاب بگیرد , غیرتت گرفت نمی گذاری ! خواستی آبی به سر و صورتش میزنی , نخواستی میگذاری با گرد و خاک اتاقت حال کند ....

مثل این آدمها نیست که اگر دلت تنگشان شود در دسترس نباشند, اگر درددلی داری وسط حرفت بگوید خوابم میاید و برود . نیازی ندارد هر روز برای پاچه خواری تعریفش کنی : گل است دیگر ! چه تعریفی ؟! بنده خدا هیچ چیزی نمی خواهد ...

شاید یک روز دلگیر شوی از این همه بیرحمی که هر جور خواستی بازی اش دادی , آن روز است که میتوانی دستش را بگیری و بدهیش به کسی که بیشتر از تو لایقش است یا کسی که در او تو را خواهد دید  . آن روز است که میفهمی دل بستن به یک بیجان , و یا جانداری غیر از انسان چقدر سخت است ...

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۱ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

ته دلم درد میکنه !‌ بدجوری هم درد میکنه .

ته دل یعنی جایی که نفس میکشی و تو نمیره . تو که مبره بیرون نمیاد ! گفتنش سخته .

آدمها از زور بی کسی گاها به اشیا یا جاندارهای دیگه دل میبندن.و این دلبستگی گاها اینقدر شدید میشه که اگه کسی ازشون اون شی رو بگیره ته دلشون درد میگیره ....

چی بگم دیگه کاریش نمیشه کرد .

 

نوشته شده در شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody