جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

اخیرا زندگی مسالمت آمیزی را با شروع کرده ام ، با خودم که نه ، با حشرات موذی پانسیونمان ! آنها که با من کنار نیامدند ولی من به راحتی با انها وارد معامله شدم . می آیند مینشینند روی پوستم ، این ور آن ور را نگاه میکنند و تا میبینند تکان نمی خورم نیششان را فرو میکنند و از آن مواد مزخرف نیششان تزریق میکنند و بعد شروع میکنند به خونخواری ! منهم می ایستم و نگاه میکنم ، اینقدر خون میخورند تا مست میشوند و بعد تلو تلو خوران می روند و گشتی میزنند و ساعتی بعد دوباره بازمیگردند و در این بین من میمانم و بازوفیلهایی که به منطقه هجوم آورده اند تا اوقات فراغت مرا با خارش پر کنند !

میدانم که در این چند ماه فقط با حشرات کنار نیامده ام . با بیماران بیمار ،  با کارمندان دودر ، با رئیس پر توقع شبکه و ... دیگر به ندرت تون صدایم بالا میرود و کمتر عصبی میشوم . تنها ترسم این است که به همین سادگی با این زندگی هم کنار بیایم !  

نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

امروز به مطلب مهمی پی بردم !

وقتی به مرحله ای از زندگیت برسی که خوابیدن رو به خوردن ترجیح بدی ،‌ اونوقته که شروع میکنی به لاغر شدن !

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

 

بعضی از کارهای رئیس شبکه مان را خیلی دوست دارم !‌ من جمله اصرارش یرای ورود من قبل از او به اتاق ریاستم ! شاید چندان در نظر اول چندان کار اساسی ای به نظر نیاید ولی در خفه کردن آنهایی که در چند روز غیاب من شایعه کرده بودند که فلانی رئیس نیست و ابلاغ ندارد ، کاملا موثر بود !!!!

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody