جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

با صدای ویبره ی موبایلمان که از خواب بیدار میشویم دلمان میخواهد خواهر و مادر تماس گیرنده را به هم پیوند دهیم ! کمی میگذرد ... چشمانمان را که باز میکنیم تصمیم میگیریم نگاهی به آن خروس بی محل بیندازیم . استرس فرد مورد نظر آنقدر بوده است که صبح اول صبح پیگیر ترجمه هایش است ! با خودمان می گوییم اوه شیت ! و بعد یاد یک جک بی ربط می افتیم و کلی میخندیم . وقتی میبینیم انقریب است که حملات ریسه رفتنمان تبدیل به تشنج شود به خودمان می آییم و خود را سرزنش مینماییم که خجالت بکش ! دکتر مملکت هم اینقدر خرم ؟!!! و از جایمان می پریم بیرون ! ...

دمدمای ظهر است و ما در اورژانس به دنبال صاحب ترجمه میگردیم و به خودمان فحش  خانوادگی میدهیم که چرا در دوران فراغت خودت را درگیر این کار ها میکنی ... و بعد میرویم یللی تللی با رفیق علاف تر از خودمان !  از خندیدن به جرز لای دیوار گرفته تا شکاندن کلاج ماشین توسط داداش مهندسمان ... بحث آزاد است ! کمی هم در مورد طرح حرف میزنیم و حالمان گرفته میشود ! ناچار به خرید باقلوا جهت فراموش کردن طرح رو می آوریم !

دم عصر خودمان را می چپانیم در اتاق و عهد میکنیم کمی زبان بخوانیم ! دقایقی بعد صدای ملایم آهنگ و حرکات نرمشی تبدیل میشود به گوپس گوپس گوش خراش و حرکات موزون و ناموزون غیر ورزشی  ! هر که در خارج از اتاقمان است شک نمی کند که داریم زبان میخوانیم ! در همان حال چشممان می خورد به پازل نیمه تمام روی میز و میرویم عین چی می چسپیم به آن تا شب میشود ! و تنها چیزی که میتواند ما را از آن پازل برکند بستنی در دست داداش مهندسمان است ! ...

دیگر شب است و درس خواندن در شب شگون ندارد ! عین بچه ی آدم مینشینیم پای فیلممان که دمدمای صبح ادامه دارد ....

روزهای جوجه جی پی اینگونه از پی هم می آیند و چه ساده میروند ...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

دیشب خواب دیدم دارم غر میزنم که اه بازم کشیکم ! اونم کشیک پنج شنبه !

ریحان هم که همیشه آمادگی سرکوب کردن آه و ناله ی من رو داره چشم غره رفت که بی خیال خوبیش اینه که باهمیم !

بعدش بیدار شدم و کلی استرس مند شدم ! حتی از فکر اینکه برگردم به اون روزا ....

نوشته شده در یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody