جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

امسال لحظه ی تحویل رو با خانواده نیستم . دلخور هم نیستم . ولی دلتنگم . دلتنگ همه ی روزای خوب . دلتنگ همه ی سادگی ها ...
امسال لحظه ی تحویل رو تو جمعی هستم که حداقل مرام دارن . مهر دارن صفا دارن ... در جمع دیوانه ها ... کیلومتر ها دور از خانواده ...

...........

سال نو مبارک اسکروچ !

نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٦ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

راستی ! تولدش مبارک بودا !  جوجه رو میگم !
نوشته شده در دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

وقتی ماهی های قرمز رو دیدم تازه به خودم اومدم که انگار عید نزدیکه .... من کجام و این همه آدم که تو ی این بازارا میلولن کجا ! منم تو این جمعم ولی سر در گم دارم دور خودم میچرخم ....
۱ ماه و نیم تو اون کتابخونه پوسیدیم و دست آخر نه گلی به سر خودمون زدیم نه به سر این امتحان ! به سلامتی چشمام هم ضعیف تر شد !
امسال حال و هوای عید رو ندارم .... مثل بقیه ی سالهایی که امتحانای مهم زندگیمو تو اون سالها دادم .... اصلا حال و هوای هیچی رو ندارم . خدا میتونه کی دوباره میشم همون جوجه ی سابق .... جوجه ی شنگول ....

خدایا ممنونم برای تمام لحظات خوبی که به من میدی و من قدرشون رو نمی دونم . خدایای ممنونم به خاطر بهترین نعمتی که به من دادی و من نمی بینمشون ... پدر و مادر عزیزم .

سال نوی همتون مبارک . دعا کنید ماهی قرمز ما هم .....

نوشته شده در دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

زین پس به جای واژه ی غریب و نامانوس جوجه اکسترن بگوئید ... جوجه انترن !!!!
.....................
اندر احوال ما در روز امتحان همین بس که :

به گفته ی یکی ! من قبل از امتحان رنگم پریده بود و بعد از امتحان هم تا مدتی سیانوزه بودم !

نوشته شده در پنجشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

............ !!!!
استرس مندیم ! یعنی ما فردا چه شاه کاری مینماییم ؟!!!!!
نوشته شده در چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

خطاب به کامنت گذاران محترم ! :

ای بی ذوق های بی هنر !‌

بدانید و آگاه باشید که این عکس خیلی هم خوشگول است و همین است که هست ! ما هم عمرا این را عوض نمی نمائیم !!! تا چشم آنان که چشم دیدن عکسهای خوشگولی ما را ندارند در بیاید !!!!

نوشته شده در چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

حیف که معلم کلاس چهارمم هیچ وقت نفهمید چقدر ازش متنفر بودم وگرنه این پیشنهاد رو نمی داد !!!!
نوشته شده در دوشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٦ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

  لعنتی ! یه بار نشد من به این چراغ برسم و قرمز نباشه ! شاید بعد از امتحان هر وقت رسیدم سبز باشه ! حالا زیادم مهم نیست !‌میخواد سبز باشه یا نباشه ! منکه بعد امتحان قرار نیست متحول شم ! به هر حال این چراغ اصلا تو کت من نمیره ! قول نمی دم بعد امتحان هم از چراغ قرمز رد نشم !!!!

.........................................................

ریحان آخرشه ! سوالی که تو بخش آرتریت روماتوئیده رو میزنه لوپوس ! و سوالی که هر سه گزینه ی 1 و 2 و 4 اش درسته رو گزینه ی 3 !!!!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody