جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

مادر جان برای ایام کهولیت برنامه ریزی فرمودند و قرار است وقتی به سن مادربزرگ جان رسیدند بروند و ساز یاد بگیرند! در این راستا ( کدوم راستا ؟!!! همین راستا ! ) شاهد بخشی از گفتمان جوجه و مادرشان باشید :


مامان جوجه : تار فکر کنم ساز باحالی باشه . خوبه ؟
جوجه : خب مامان جان شما که قراره یاد بگیرید گیتار یاد بگیرید . فکر کنم مفرح تر باشه .

مامان جوجه ( با جدیت تمام ! ) : نه نمی شه اون وقت مجبورم آواز هم بخونم .

جوجه :  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

.........................................................................................

به زودی .....

منتظر جدید ترین عکس جوجه در آخرین بخش اکسترنی باشید !

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

رزیدنت  محترم خودکار منو گرفت ! یه خودکار تبلیغاتی در پیت که مدت ها بود آرزو داشتم گم شه ! و اتند محترم تر خودکار سحر رو که سه کاره بود و ۴۰۰۰ تومن پولشو داده بود !

رزیدنت بعد از سه چهار روز خودکار منو پس داد و سحر هنوز چشمش به جیب استاده !
میگن مال بد بیخ ریش صاحبش ها !!!!!

نوشته شده در شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

... و اینجا یعنی پایان اکسترنی ... بدبختی ... بیچارگی  !

خارج شدن این جمله از دهان من همان و استفاده ی انترن محترم به عنوان پرونده بر از من همان !!!!

..........................

در این بخش آخری اعتراف میکنم که  سطل آشغال در بخش از اکسترن عزیز تر است !!!

.........................

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

در مورد ذات پلید ریحان همین بس که تمام لواشک های مرا خورده و هر چه از ما اصرار که این دیگر کیسه فریزر است نخور ، از او انکار که الا و للا لواشک است !!!!

..............................................

پیوست : نابودت میکنم ریحان ! این به اون در !

نوشته شده در چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

کی باورش میشه ....

جوجه اکسترن دیگه نباشه ....

یعنی جوجه دیگه اکسترن نباشه !!!

همونقدر غیر قابل باور که بچه های کلاس ما آخرین امتحان دوره ی اکسترنی رو هم دادن !!!  عجیبا غریبا !!!!!

نوشته شده در شنبه ۱٥ دی ۱۳۸٦ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

... : یک واحد خون تازه ی کریسمس شده لطفا !!!!

...: جان ؟

... :‌ بابا ! کریسمس شده دیگه !

... : ان شاالله که منظور کراس مچ شده است !

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

بیمار محترم صبح ها تهوع و سردرد داره ... حوالی ظهر سرگیجه داره ... بعد از ظهر تپش قلب داره ... عصر دوبینی داره ... شب دل درد هم اضافه میشه ... نصفه شب هم به خاطر کابوس های جورواجور خواب نداره !

تشخیص شما چیست ؟؟؟

....................................................................

تشخیص ما اینست که ایشون امتحان پرانترنی دارن !!!!!

نوشته شده در چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody