جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

آدميزاد وقتي درس داشته باشه مي تونه هر کاري بکنه به جز... !
نمونه ي بارزش خود من که وقتي امتحان داشته باشم هوس کتاب داستان مي زنه به سرم
حس مي کنم انقدر تو کتاباي درسي غرق شدم که کلي از کتاباي داستان روتين که ملت مي خونن
که تو جمع کم نيارن عقبم !!!! دم امتحاني به سرم زده هر شب قبل خواب 30 صفحه از کتاب
وصيت نامه ي آقاي رودلف رو بخونم !!!
يکي نيست بگه نمي شه اين دو سه شب رو به جاي اون 30 صفحه داستان 3 صفحه درس بخوني ؟؟؟
وقت معموليش اگه پاش بيافته از بخش جيم ميزنم ولي دم امتحاني ميرم بست تو اورزانس ميشينم
که کار عملي ياد بگيرم !! اوقات بيکاريمم تو اورزانس ميشينم کتاب داستان مي خونم !!!
دم امتحاني دم به دم حموم مي رم ظرف مي شورم اتاقمو ميريزم بيرون از اول مي چينم
ياد دوستان قديمي ميافتم براشون نامه ي طولاني مينوسم پاميشم به بهانه ي خريد سه ساعت
خيابونا رو متر مي کنم حوس مي کنم فيلم ببينم صبحا به زور از خواب بيدار ميشم تو کتابخونه
دم به دم گرسنم ميشه يا حوس چاي مي کنم...............................................
ونکته ي جالب اينجاست که همه ي اين حوسا بلافاصله بعد امتحان دود مي شه و ميره تو هوا
ولي نکته ي تاسف بارش اينه که تو اين 4 سال هيچ وقت اين امتحاناي لعنتي نذاشتن اون جور
که دوست دارم رندگي کنم يعني از زندگيم لذت ببرم !!!!
خب اين به اون در  .........................................................................

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٥ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |


در اينکه من و بابام و دائيم و عموم هفته اي دو الي سه بار ميريم حموم شکي نيست ولي آيا استاد محترم
هم هفته اي دو بار ميره حموم يا نه ؟؟؟
جواب : اي دانشجوي ابله اگه استاد مي خواست هفته اي دو بار بره حموم که الان تمام معلومات
فارماش آب رفته بود !!! مثل تک تک تار زلف پريشانش !!!!

شکر خدا اين مشکل هم حل شد !!!!!
.................................................................................


نوشته شده در یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٥ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

۱فاصله سنيمون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي)

2 من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي)

3 من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره)

4 تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم)

5 من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم)

 6 ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير)

7من هميشه نماز مي خونم تو هم نماز بخون(يعني مثلا من خيلي دختر پاک و خوبيم بيا منو بگير)

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٥ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

یک هفته ای که تعطیل بودیم به لطف امتحان روز یکشنبه داره کوفتمون می شه !!!!

برای یک بار هم که شده دارم کار عاقلانه می کنم !!!

بی خیال امتحان شدم ! امتحان نمی دم و کلی برای خودم حال می کنم !! تا دوشنبه که دوباره بخش شروع می شه !!!!

.....................................................................................................................

شکر خدا باز کسی به ما سر نمی زنه ! کم کم دارم نا امید می شم که بساط رو جمع منم و بی خیال زن و زندگی  !!!!! و وبلاگ شم !!!!  

نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody