جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

آری باور کنيم

         اين بود راه دوگانه ی ما

            که چه زيبا و به ياد ماندنی

                      يگانه شد با هم...

اکنون ؛ گردون سياهی شب می پاشد

      تا نبينيم

          که چه تلخ و به يادماندنی

                          راهمان بيگانه ميشود از هم ...

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

ذهن من چند صباحی است که درگير انديشه های ماليخوليايی است
دلم به حالش می سوزد ... او را هم به زحمت انداخته ام
!
گاهی احساس ميکنم از بس که به چيزهای جزيی فکر ميکنم

چيزی در سرم با شدت خود را به اطراف ميکوبد و ميخواهد راهی
به بيرون يابد !!!
بخاطر همين هم گاهی فکر ميکنم در سر من ديوانه خانه ای وجود دارد

و ديوانه ای که به زنجير کشيده شده است ... دلم بحالش می سوزد
و هر دوی ما بدون هيچ شناختی از هم ، دارای يک هدف هستيم !
هدف ما ...... رهايی است
!
هر دوی ما از روزی که به دنيا آمده ايم در تلاشيم که از اينجا برويم

اما همچنان ساکن اين کره ی خاکی هستيم ولی اميدواريم که خواهيم رفت
!
اما با توشه ای پر از مهربانی و نياز و سپاس که با خود

برای - خداوند - سوغات می بريم ،

خواهم رفت و خواهيم رفت ...

نوشته شده در جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط لاله نظرات () |

... و به سنگ ها گفتند :

لحظه ای انسان باشید  ...

گفتند :

هنوز

به قدر کفایت

سخت نشده ایم ....

 

نوشته شده در جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط لاله نظرات () |

هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني. خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد . زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري

نوشته شده در پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody